تبليغاتX
خوش آمدید به وبلاگ نقطه نظرات تحلیلی روز کردستان نقطه نظرات تحلیلی روز کردستان
نقطه نظرات تحلیلی روز
نقطه نظرات تحلیلی روز کردستان
بهمن قبادي به همایش رهبران جوان دنيا در آمریکا می رود
فرهنگي | ۲۰ آذر ۱۳۸۷
BahmanGhobadi1كوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين منابع خبری گزارش کردند بهمن قبادی کارگردان نام آوازه ی کرد که چندی پیش از سوی «World Economic Forum » به عنوان یکی از چهره های حرفه ای موفق و الگوی جامعه انتخاب شده بود اکنون به عنوان نماينده‌اي از خاورميانه به همایش رهبران جوان دنيا درآمریکا می رود تا نظرات و پيشنهادات خودش را در حوزه محيط زيست ارائه دهد.
خبرگزاری دانشجویان ایران تایید کرد«او در اين گردهمايي يكي از پروژه‌هاي جديد خود را با موضوع محيط زيست مطرح می کندوگزارشي از عملكرد سازمان محيط زيست ايران در خصوص وضعيت بخش‌هاي از مناطق دور و محروم ايران ارائه خواهد كرد.»
پنجمين گردهماي رهبران جوان دنيا در دانشگاه «هاروارد» در كشور آمريكا در دو نوبت از تاريخ 12 دسامبر 2008 (22 آذر ماه ) و همچنين از 31 مارچ تا 10 آوريل 2009 ( از 11 تا 22 فروردين 1388) برگزار مي‌شود.از منطقه خاورمیانه و آفریقای شمالی فقط 12نفر انتخاب شده‌اند. "بهمن قبادی" تنها برگزیده از كشور ایران است.200 رهبر جوان از میان پنج هزار كاندیدا در زمینه‌های مختلف تجاری، رسانه‌ای، علمی، اجتماعی و فرهنگی انتخاب شده‌اند.
«مشكل هسته‌اي و مقابله با گرم شدن زمين و بهتر شدن هر چه بيشتر جهان امروز» موضوع همایش رهبران جوان در دانشگاه هاروارد است.
2 نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 14:47  توسط <-->  | 

مستند «امان پور» کشتار کردهاي عراق را به تصوير می کشد
اجتماعي | ۱۶ آذر ۱۳۸۷
Christiane_Amanpourكوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين «کريستين امان پور» خبرنگارنام آوازه ایرانی شبکه تلويزيوني« سي ان ان»، مستندی با نام "جنايت خونين را فرياد بزن"درباره کشتار مردم حلبچه به دست رژيم صدام تدوین کرده وقرار است به زودي از شبکه سي ان ان پخش مي شود.
اين مستند ضمن نشان دادن تصاويري دلخراش از قربانيان حملات هوايي و شيميايي ارتش بعث به مردم کرد، اذعان کرده است پيتر گالبري، سناتور آمريکايي به حمايت از مردم عراق برخاسته و تلاش بسياري کرده است تا دولت آمريکا را به تحريم و مجازات رژيم صدام حسين وادارد ولي در مراحل ابتدايي اين تلاش ها کافي نبودند و بازرگانان آمريکايي به عراق به چشم يک فرصت خوب تجاري نگاه مي کردند.
به گزارش واحد مرکزي خبر، در اين مستند با اشاره به کشتار گسترده مردم کرد عراق در بمباران شيميايي دوران جنگ عراق با ايران، به همکاري هاي گسترده شرکت هاي اقتصادي شرکت هاي آمريکايي با رژيم بعث عراق اشاره شده است. دراين گزارش ادعا شده است بيشتر اين همکاري ها در بخش کشاورزي بوده است.
در بخشي کوتاه که از اين مستند پخش شد اشاره اي به جنگ عراق با ايران و کمک ايران به قربانيان اين حادثه نشده و گفته شده است شصت و پنج هزار نفر از کردهاي عراقي بعد از اين حملات به خاک ترکيه گريخته اند. مشروح اين گزارش امروز شنبه ساعت بيست به وقت گرينويچ از سي ان ان پخش مي شود.
2 نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 10:57  توسط <-->  | 

آتش اختلاف در روابط بغداد و کردستان عراق
بازتاب آنلاین :روابط دولت عراق و دولت اقلیم کردستان عراق بار دیگر متشنج شده است. پیش از این دو دولت بر سر مسئله کرکوک و اختلاف­های سیاسی با یکدیگر دچار تنش شده بودند. اما اکنون به نظر می­رسد چالش میان کردها و دولت عراق فراتر از یک اختلاف نظر عادی شده و وارد مرحله تازه­ای شده است. نوری مالکی کردها را متهم می­کند که رفتارهایی فراتر از اختیارات یک اقلیم را انجام می­دهند، به دنبال اختیارات بیشتر خارج از چارچوب قانون اساسی هستند، خودسرانه و بدون مشورت با دولت مرکزی به امضای پیمان­نامه­های نفتی با شرکت­های نفتی خارجی مبادرت می­ورزند، تلاش دارند در صورت شکست در امضای توافق­نامه امنیتی با ایالات متحد امریکا این توافق­نامه را خود با امریکا و بریتانیا امضا کنند تا نیروهای خارجی را در اقلیم کردستان متمرکز کنند و خلاصه این که کشور را به سمت آشوب، دو دستگی و رفته رفته جدایی از دولت مرکزی سوق دهند.



در مقابل کردها تمام این اتهام­ها را رد می­کنند و در برابر این اتهام­ها دولت مالکی را به انحصار قدرت، تشکیل یک گروه سیاسی در کردستان وابسته به حزب دعوه به ریاست شحص مالکی، کشاندن ارتش عراق به خاک­های اقلیم کردستان و تحریک و ایجاد حس رقابت میان نظامیان کرد یا پیشمرگه با ارتش عراق، ایجاد اختلاف میان سنیان با کردها، تشکیل گروهی از افراد مخالف کردستان که دولت کردستان آنها را بعثی توصیف کرده و مدعی است که دستشان به خون مردم کردستان آلوده است و به طور کل ایجاد تنش میان گروه­های سیاسی سنی و شیعه و کرد، می­کنند، متهم کرده است. تنش در روابط کردها و دولت نوری مالکی به اندازه­ای عمیق شده که تهدید کرده­اند که حمایت خود را از وی سلب خواهند کرد و دولت او را به سمت سقوط سوق خواهند داد.



با ظهور این اختلاف­ها گفت و گوهای دو طرف در زمینه حل اختلاف­های فیمابین نیز متوقف شده و اکنون دو دولت کردستان و بغداد در کارزار انتقادها و حملات کلامی شدید علیه یکدیگر به سر می­برند.



در آخرین موضع­گیری­های دو طرف علیه یکدیگر، نوری مالکی نخست­وزیر عراق با شرکت در یک کنفرانس مطبوعاتی در بغداد به شدت از سیاست­های دولت کردستان عراق انتقاد کرد و بسیاری از رفتارهای این دولت را غیر قانونی و مغایر با قانون اساسی توصیف کرد.



گفتنی است به تازگی طرحی در دولت عراق به نام مجالس اسناد برای مهیا ساختن اجرای ماده 140 قانون اساسی عراق تنظیم شده که بر خلاف انتظار بر آتش اختلاف­ها میان دولت عراق و دولت کردستان افزوده است.



در پاسخ به انتقادهای نوری مالکی، دولت کردستان با صدور بیانیه­ای نسبت به آن واکنش نشان داد و آن را خلاف واقع و به دور از حقیقت دانست.



در بیانیه دولت کردستان عراق آمده است، برخی از افرادی که آقای مالکی تلاش کرده با آنها تماس برقرار کرده تا به کمک آنها به پیاده ساختن ماده 140 قانون اساسی مبادرت ورزد، کسانی هستند که جزوی از نیروهای نظامی دوران رژیم بعث بودند که با سازمان­های امنیتی و اطلاعاتی نظام سابق رابطه داشته­اند. درست که برخی از این افراد از روسای عشایر کردستان بوده­اند اما آنها سلاح بر علیه ملت کرد برداشته و دستشان به خون ملت کرد آلوده است. آنها صدها نفر از ملت کرد را کشتند، از دیارشان راندند و روستاهایشان را نابود کردند. پس از انتفاضه سال 1991 رهبران جبهه کردستان در حق آنها عفو صادر کرد با این شرط که دیگر به صف خائنان نپیوندند. اما دولت آقای مالکی تماس­های خود را با بعضی از این افراد خائن کُرد آغاز کرد غافل از این که اگر در حق آنها عفوی صادر شده تنها برای تقویت آشتی ملی که جزءی از وظایف ما در قبال ملت عراق محسوب می­شود، است.



در ادامه این بیانیه آمده است که تلاش برای تماس با این افراد که برای تشکیل مجلس اسناد بر اساس ماده 140 قانون اساسی است باعث خواهد شد تا نتایج زیر به دست آید:



1- ایجاد حالتی از عدم استقرار و انسجام در جامعه کردی که از زمان نظام سابق تا کنون سابقه نداشته است.

2- به وجود آمدن فضایی که در آن اتفاقات ناگهانی و پیش­بینی نشده­ای به وجود آید که مغایر با عفو عمومی رهبران کرد در حق افرادی که در سال 1991 برایشان عفو صادر شد، می­شود.

3- به وجود آمدن اتفاقات امنیتی ناگهانی و از قبل پیش­بینی نشده که زمینه را برای نفوذ گروه­های تروریستی مهیا می­کند.

4- شکل گرفتن گروه­های شبه نظامی در مناطقی که مشمول ماده 140 قانون اساسی می­شوند که باعث متزلزل ساختن امنیت کشور شده و بذر دودستگی و تفرقه در آن مناطق می­پاشند.



در پایان این بیانیه آمده است که ما به طرحی که دولت تنظیم کرده محل نمی­دهیم چرا که این موضوع مربوط به نمایندگان مجلس عراق، دفتر ریاست جمهوری و دولت یا دستگاه قضایی عالی عراق است. ما از آقای نخست­وزیر می­خواهیم به جای خلق چنین فضایی، جو صلح و آشتی ملی را به وجود آورند تا زمینه­های استقرار امنیتی نیز در کشور به وجود آید. یقینا مجالس اسنادی که قرار است بدین شیوه در کردستان فعال شوند آشتی ملی حقیقی را به وجود نخواهند آورد و کمکی در استقرار امنیت و ثبات نیز نخواهند کرد بلکه بر عکس زمینه­های ایجاد ناامنی و خروج از حرکت سیاسی جاری در کشور را موجب خواهد شد.



در بیانیه دولت کردستان به شدت به دولت عراق حمله شده و نخست وزیر به ایجاد تفرقه و خیانت در میان ملت کردستان متهم شده است.



پس از انتشار این بیانیه شدید اللحن که در آن امضای دفتر ریاست دولت اقلیم کردستان را بر خود دارد، دولت بغداد نیز اعلام کرد، به زودی بیانیه­ای را تنظیم کرده و پاسخ دولت کردستان را خواهد داد.



یاسین مجید، مشاور رسانه­ای نوری مالکی، نخست وزیر عراق در این باره گفت: «به زودی دفتر نخست وزیری به بند بند آنچه در بیانیه اخیر دولت کردستان آمده به طور رسمی پاسخ خواهد داد. این بیانیه موضع رسمی دولت عراق خواهد بود.»



این در حالی است که جلال طالبانی، رئیس جمهوری عراق این شیوه انتقادی کردها از رهبران عراقی را رد کرد و ضروری دانست که هر انتقادی، قانونی و از راه پارلمان و گفت و گو صورت بگیرد. وی گفته­های مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان مبنی بر دایر ساختن پایگاه­های امریکایی در خاک عراق را موجب ایجاد این شبهات دانست.
2 نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 16:19  توسط <-->  | 

گفت و گوی رادیو ژیار (وابسته به رادیو زمانه) با محمدعلی توفیقی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی کرد
حمدرضا اسکندری
اسعد سلامی
mreskandari@gmail.com


محمدعلی توفیقی سال ۱۳۵۰ در محله قطارچیان شهر سنندج به دنیا آمد. او گرچه دانش‌آموخته رشته پزشکی است، اما در حال حاضر به حرفه طبابت اشتغال ندارد؛ زیرا معتقد است که ممکن است بتواند در جای دیگری برای مردمش مفیدتر باشد؛ به همین دلیل بیشتر وقت خود را صرف امور مطبوعاتی و فعالیت‌های سیاسی کرده است.
دکتر توفیقی پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه در سال ۱۳۷۷ مدتی رییس مرکز بهداشت سنندج بود و تا سال ۱۳۸۳ که با بر سر کار آمدن رییس‌جمهور اصول‌گرا، اکثر مدیران اصلاح‌طلب برکنار شدند، مدیر کل درمان تأمین اجتماعی استان کردستان بود.
او در همان سال‌ها نیز بارها به واسطه خدمات مدیریتی نوین مورد تقدیر قرار گرفت و یک بار نیز به عنوان مدیر نمونه کشور از رییس‌جمهور خاتمی لوح سپاس دریافت کرد.
در سال‌های اصلاحات یادداشت‌هایی از او در هفته‌نامه «سیروان» منتشر می‌شد و هم‌زمان به عنوان رییس شورای شاخه کردستان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و عضوی از اصلاح‌طلبان کرد فعالیت سیاسی داشت.
مشاور استاندار کردستان، رییس سازمان نظام پزشکی سنندج، سردبیری دوهفته‌نامه «هاوار» برخی از مهم‌ترین عناوین فعالیت‌های سیاسی - اجتماعی نامبرده در طول ده سال گذشته است. وی هم‌چنین در دوازدهمین کنگره سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران مجدداً به عضویت شورای مرکزی این سازمان سیاسی برگزیده شد.
او در حال حاضر کارشناس درمان سازمان تأمین اجتماعی و سردبیر دوهفته‌نامه «روژهه‌لات» است و در تهران سکونت دارد.
توفیقی خود می‌گوید که بیش وپیش از همه عناوین و سوابقی که داشته است، دوست دارد به عنوان یک «روزنامه‌نگار کرد» شناخته شود. کسی که تلاش می‌کند تا بلکه رسانه‌ای برای انتشار صدای «کرد» و مشکلاتش بیابد و از این راه قدمی هر چند کوچک برای حل «مسأله کرد» بردارد.


*شما در مطالب خود در رابطه با بحران هویت مردم کرد تأکید زیادی می‌کنید. می‌توانید کمی در این رابطه توضیح دهید، منظورت از بحران هویت چیست و چگونه باید از این بحران عبور کرد؟
به دلیل مشکلات خاص اطلاع‌رسانی و موانعی که در مسیر تقویت فرهنگ کردی وجود دارد، به عنوان مثال عدم امکان آموزش زبان کردی در مدارس مناطق کردنشین، کمبود نشریات کردی (روزنامه، هفته‌نامه و ...) و در مجموع تضعیف مؤلفه‌های فرهنگ کردی از دیرباز، شرایطی نامناسبی را در جامعه کردستان شاهدیم که مهم‌ترین آسیب آن را می‌توان بیگانگی و نا‌آشنایی مردم کرد، به خصوص نسل جوان با گذشته، فرهنگ و آیین خود دانست.
القائات مسمومی نظیر فقدان شخصیت‌های علمی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در میان کردها و نفی تاریخ، فرهنگ و حکومت‌های محلی گذشته نمونه‌هایی از زوایای چنین بحرانی هستند که به دلیل عدم امکان عمومی کردن نقطه مقابل این تفکرات (ترویج فرهنگ کردی و شناساندن چهره‌های بزرگ کرد)، در سایه فقدان رسانه‌های مستقل کردی، متأسفانه تأثیرات مخربی بر ذهن اجتماع، به خصوص نسل جوان ایجاد شده است که نشان‌دهنده نوعی آسیب به صورت گسست با پیوندهای فرهنگی و تاریخی است. به گونه‌ای که در مقاطعی می‌توان از آن به عنوان بحران هویت یاد کرد.
البته در دنیای متحول‌شده امروز در سایه ماهواره‌ها و شبکه اینترنت تا حدودی این کمبودها در حال جبران شدن است؛ اما هنوز جای کار زیادی در این زمینه‌ها وجود دارد و تلاش ما در «روژهه‌لات» را هم می‌توان در همین راستا تفسیر کرد.
به نظرم مهم‌ترین راهکار برای عبور از این بحران تقویت مدیا (رسانه) و پرداختن حرفه‌ای به مقوله فرهنگ و بهره‌گیری از تمام ابزارهای ممکن است.
 *چه تصویری از وضعیت نشریات کردی در ایران را می‌توانی برای ما تشریح نمایی؟
وضعیت نشریات کردی - فارسی که در حال حاضر در ایران منتشر می‌شوند، از دو جنبه کمی و کیفی قابل ارزیابی هستند. از نظر کمی که در برگیرنده تعداد و مسأله تیراژ است، وضعیت بسیار نگران‌کننده است.
اکنون در کردستان ایران (چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام و برخی نقاط پراکنده دیگر ایران که محل سکونت کردهاست) تعداد نشریات کردی از انگشتان‌ دست‌ها هم کمتر است!
البته نشریات محدود دیگری هم هستند که به واسطه عدم نظم و محدود بودن انتشار یا برخی ویژگی‌های دیگر، مد نظر نیستند.
هم‌چنین نشریات دانشجویی نیز به دلیل عدم اجازه انتشار در خارج از محیط دانشگاه و عدم امکان فروش از این تقسیم‌بندی خارج هستند.
آمار دقیقی ندارم؛ اما به واسطه این که خود درگیر انتشار یک نشریه هستم به جرات می‌توانم بگویم که تیراژ تمام نشریات کردی فعلی در یک دوره انتشار هفتگی یا دو هفتگی یا ماهانه حتی به ۵۰ هزار نسخه هم نمی‌رسد.
این مسأله با توجه به جمعیت کردهای ایران که این‌گونه نشریات برای تأثیرگذاری بر آن‌ها منتشر می‌شود، یک عدم تناسب وحشتناک و فاجعه‌باری را نشان می‌دهد.
البته این موضوع قابل توجیه است؛ وقتی که بدانیم میانگین مطالعه در این مناطق دو دقیقه در روز است!
با توجه به ماهیت دنیای جدید که «دانستن» مبنای قدرت و توانایی را تشکیل می‌دهد، به این ترتیب شاید بتوان بخشی از علل ناکامی کردها و عقب‌ماندگی آن‌ها در دوران معاصر را بهتر درک کرد.
لازم به یادآوری است که مسأله تیراژ پایین نشریات و وضعیت رقت برانگیز مطالعه که به آن اشاره کردم فقط خاص جامعه کردها نیست؛ بلکه این بلای «فرصت‌سوز» به شکلی گریبان‌گیر کل کشور ایران و شاید همه جوامع عقب‌افتاده است.
به نظر بنده بخشی از علل تداوم استبداد و عدم استقرار دموکراسی را باید ناشی از همین فقر مطالعه دانست که به هیچ وجه از سایر فقرها کم‌اهمیت‌تر نیست.
اما جنبه دیگر نشریات کردی - فارسی مسأله کیفیت آن‌ها است. با یک نگاه اجمالی در طول ۱۰ سال گذشته می‌بینیم که نشریات معدود کردی در مجموع تلاش‌های مثمر ثمری را در راستای احیای «مسأله کرد» در افکار عمومی و توجه به هویت کردی و مؤلفه‌های تشکیل دهنده آن مانند زبان، لباس، فرهنگ، مذهب و ... داشته‌اند.
مخصوصاً در دوران اصلاحات و متأثر از فضای کلی حاکم بر کشور، نشریات کردی هم فرصتی یافتند تا آزادتر از گذشته به مشکلات جامعه کردی بپردازند. اگرچه این تلاش‌ها عمدتاً نخبه‌گرایانه و گستره آن نیز محدود بوده است، اما به دلیل اثرگذاری بر گروه‌های مرجع، بدون شک نقطه ثقل تحولات آینده خواهد بود.
البته این به مفهوم بی‌عیب و نقص بودن کار نشریات کردی نیست. قطعاً کمبودها و ضعف‌هایی نیز نظیر عدم امکان فعالیت حرفه‌ای، نگاه تک‌بعدی، عدم برآورده کردن همه نیازهای مطبوعاتی مردم، فقر فلسفه سیاسی، نشناختن مخاطب، تخریب یکدیگر به جای اثبات خویشتن و ... وجود داشته و دارد.
با این وجود اگر واقع‌بینی و وجدان اجتماعی ملاک باشد، نشریات کردی داخل کشور چه در گذشته و چه در حال کارهای خوبی انجام داده‌اند و مطالبی را انتشار داده‌اند که تا همین ۱۰ سال قبل، نه تنها انتشار آن‌ها امکان‌پذیر نبود، بلکه مطالعه آن‌ها هم می‌توانست جرم محسوب شود.
دوست نکته‌سنجی پس از انتشار بیانیه یکی از شاخه‌های استانی احزاب ملی در سال ۸۳ در هفته‌نامه سیروان، می‌گفت اگر در سال‌های دهه ۶۰ چنین بیانیه‌ای به چاپ می‌رسید، چاپ‌کننده، صادرکننده و حتی خواننده را راهی جایی می‌کردند که عرب هم نینداخته است.
*آیا نشریات کردی موجود با توجه به فضای سیاسی ایران می‌توانند پاسخگوی شرایط امروز کردستان ایران باشند؟‌
در دنیای متنوع و متکثر امروز، هیچ حزب، جریان و یا حتی نشریه‌ای نمی‌تواند به تنهایی ادعای پاسخگویی به همه نیازها و مطالبات مردم را داشته باشد.
جامعه کردستان ایران نیز همپای رشد سریع سایر جوامع که در راستای عصر انفجار اطلاعات و در سایه به بار نشستن تجارب بشر در تحقق صلح، دموکراسی، آزادی و رفاه به دست آمده است، توقعات و مطالبات فزاینده‌ای دارد که با توجه به محدودیت‌هایی که بر سر راه روزنامه‌نگاری آزاد در ایران وجود دارد و به خصوص حساسیت‌های ویژه‌ای که در مورد کردستان هست، قطعاً نشریات کردی داخل کشور نمی‌توانند پاسخگوی همه نیازهای مطبوعاتی مردم کرد باشند اما به قول معروف:
آب دریا را گر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
به هر حال من فکر می‌کنم پاسخگویی به بخشی از نیازها و توقعات مردم بهتر از آن است که دست روی دست بگذاریم و چشم به راه آمدن منجی یا حل شدن خود به خود همه مشکلات باشیم.
حل مشکلات اجتماعی و سیاسی تابع قانون تجمیع آثار است. یعنی انجام هر کاری هر چند کوچک و ناچیز هم باشد، اثر خود را خواهد گذاشت و در نهایت برآیند این اثرها منجر به یک تحول سیاسی یا اجتماعی خواهد شد.
*هفته‌نامه روژهه‌لات از روز اول تا بسته شدن و آزاد شدن دوباره چه فراز و نشیب‌های داشته است و برای آینده چه اهدافی را در نظر گرفته اید؟
اولین شماره دوره جدید دوهفته‌نامه کردی- فارسی «روژهه‌لات» پس از رأی دیوان عالی کشور مبنی بر رفع توقیف، شنبه ۱۱ آبان‌ماه ۸۷ بر پیشخوان روزنامه‌فروشی‌های چهار استان آذربایجان غربی، کردستان، کرمانشاه و ایلام قرار گرفت.
از این دوهفته نامه که مجوز آن در مردادماه ۸۲ توسط هیأت نظارت بر مطبوعات صادر شده است، تا زمان توقیف آن در مهرماه سال ۸۵، جمعاً ۶۶ شماره منتشر شد.
آقایان سامان سلیمانی، رضا علیپور و فرهاد امین‌پور اعضای اصلی هیأت تحریریه دوره قبل بودند که پس از توقیف نشریه مدتی را نیز در بازداشت به سر بردند که همین جا فرصت را مغتنم شمرده و از خدمات و زحمات آنان قدردانی می‌کنم.
در دوره جدید انتشار «روژهه‌لات» موارد زیر را به عنوان اهداف و رویکردهای آینده نشریه مد نظر داریم:
- اطلاع‌رسانی حرفه‌ای، مستقل، شفاف، صریح ، دقیق و پرهیز از هر گونه ارگانیزاسیون، تبدیل نشریه به تریبون اختصاصی و یک‌جانبه‌گرایی
 -ارتقای سطح آگاهی‌های جامعه در ابعاد مختلف 
 -توجه به نیازهای اساسی جامعه کردی و انعکاس بی‌طرفانه آن‌ها
 -تجزیه، تحلیل و تبیین مسایل ملی و منطقه ای با اولویت مناطق کردنشین
 -آماده‌سازی جامعه (‌با تأکید بر اصل آموزش) برای ایفای نقش فعال در فرایند دموکراتیزاسیون و جهانی شدن
 -آشناسازی بیش از پیش مخاطبان با حقوق اساسی، طبیعی و شهروندی خویش
 -ترویج تفکر انتقادی و بسط ذهنیت فلسفی
-مفاهمه و تعامل با جریان‌ها و جناح‌های سیاسی - اجتماعی و ارباب خرد و اندیشه به منظور تولید فکر وغنای عرصه فرهنگ
 هاNGO  تلاش برای توسعه نهادهای مدنی و  -
 -تلاش برای تحقق صلح، تأمین حقوق بشر، توسعه همه‌جانبه و گسترش آزادی‌های سیاسی و اجتماعی
در مجموع می‌توان گفت فراز و نشیب‌های «روژهه‌لات» هم مانند اکثر نشریات کردی تابع شرایط کشور بوده است.
در دوران اصلاحات که رویکرد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به مسائل و مشکلات منطقه کردستان پررنگ‌تر بود، شکوفایی نسبی برای نشریاتی مانند روژهه‌لات امکان‌پذیر شد و به نوعی می‌توان آن را دوران موفقی برای طرح موضوعات واقعی مبتلا به جامعه کردی (مواردی نظیر زبان کردی، تاریخ سیاسی و فرهنگ اجتماعی) ارزیابی کرد.
اما با شروع به کار دولت نهم و بازگشت به رویکردهای امنیتی گذشته، فضا از آن‌چه که بود، بدتر شد و اصطلاحاً آب باریکه‌هایی هم که وجود داشت، خشکیدند و اکثر نشریات کردی با توقیف مواجه شدند.
*تفاوت‌های روزنامه‌نگاری در نشریات و روزنامه‌های مرکز و نشریات کردستان چگونه است؟
عمده‌ترین تفاوت‌ها به گستره انتشار، تنوع مخاطب و امکانات نسبتاً مناسب نشریات مرکز برمی‌گردد. روزنامه‌های سراسری به دلیل این‌که با مخاطب عام در سطح کل کشور مواجه هستند، ماهیتاً تمایل ندارند روی نقطه‌ای خاص مانند کردستان و یا موضوع ویژه‌ای مانند «مسأله کرد» تمرکز داشته باشند.
در عین حال به دلیل فضای حاکم بر مطبوعات کشور و انسداد موجود، به نشریات مرکز تذکر داده شده است که به مسائل قومی و مباحث چالش‌برانگیز در این زمینه‌ها نپردازند؛ در غیر این صورت به جرم «تجزیه‌طلبی» و تقویت واگرایی ممکن است با توقیف مواجه شوند.
البته چنین تنگناهای آزاردهنده‌ای تنها به ممنوعیت در پرداختن به مسائل اساسی و ریشه‌ای محدود نشده و به روزنامه‌ها گفته شده است که حتی در انتشار اخبار مرتبط با فعالان مدنی، مطبوعاتی یا سیاسی - اجتماعی از واژه‌هایی نظیر روزنامه‌نگار کرد، فعال سیاسی کرد و ... استفاده نشود.
گرچه این موانع در مسیر کار نشریات کردی هم به نوع دیگری وجود دارد.

 
*مشکلات پیش روی کار روزنامه‌نگاری در کردستان ایران را چگونه ارزیابی می‌نمایی؟ با وجود این‌که در چند استان کشور اکثریت ساکنان آن کرد و تعداد زیادی از کردها که اقلیت هم هستند در سراسر ایران زندگی می‌کنند، چرا یک روزنامه دوزبانه کردی - فارسی سراسری وجود ندارد؟
روزنامه‌نگاری چون کاری است که از متن اجتماع می‌جوشد، لذا مشکلات روزنامه‌نگاری در کردستان بسیار شبیه به مشکلات و شرایطی است که در جامعه واقعی کردستان وجود دارد.
یکی از مهم‌ترین مشکلات فراروی نشریات کردی، مسایل اقتصادی است. اقتصاد یک روزنامه، فاکتور بسیار مهم و تعیین‌کننده‌ای در شکل و محتوای یک نشریه است.
هزینه‌های سرسام‌آور تهیه مطلب، چاپ و انتشار یک نشریه، مخصوصاً با توجه به تیراژ پایین که عملاً منجر به غیر اقتصادی شدن نشریات کردی شده است، یکی از موانع جدی بر سر راه رشد و بالندگی آن‌ها محسوب می‌گردد.
این مهم باعث شده است که نشریات کردی به خاطر حفظ بقای خود و امکان تداوم انتشار، به شرایط حداقلی به خصوص از نظر فرم ظاهری و کیفیت کاغذ تن دهند.
از طرف دیگر وضعیت نامناسب مالی نشریات کردی باعث شده است که امکان کار حرفه‌ای برای روزنامه‌نگاران کرد و تأمین حداقل معیشت از طریق استخدام در یک نشریه کردی برایشان وجود نداشته باشد.
تا آن‌جایی که خبر دارم، هیچ کدام از نشریات کردی فعلی دارای اعضای هیأت تحریریه ثابتی که فقط از طریق کار در نشریه امرار معاش نمایند، نیستند. این مسأله باعث شده است که اکثر نویسندگان نشریات کردی یا افتخاری باشند یا به عنوان کار دوم و حتی چندم و فرعی به نویسندگی بنگرند. این موضوع قطعاً در کیفیت کار این نشریات مؤثر خواهد بود.
در کمال تأسف باید اذعان نمایم که در حال حاضر در کردستان ایران روزنامه‌نگاری حرفه‌ای وجود ندارد.
تنگناهای شدید مالی هم‌چنین سبب شده‌است که نشریات کردی فاقد سازمان‌های اداری حداقلی برای تولید مطلب، صفحه‌آرایی دلخواه و توزیع مناسب نشریه باشند.
عدم تضمین تداوم انتشار و برخی مسائل فرهنگی و سیاسی دیگر موجب شده است که صاحبان سرمایه به دلیل ریسک بالا، تمایلی برای ورود به این حوزه نداشته باشند.
یکی دیگر از معضلات گریبان‌گیر اقتصاد شکننده نشریات کردی، عدم امکان بهره‌مندی از آگهی‌های تجاری است. در تمام دنیا تضمین تداوم فعالیت مطبوعات وابسته به چاپ آگهی‌های تجاری و تبلیغ کالا و خدمات است.
توسعه‌نیافتگی مناطق کردنشین، کمبود بنگاه‌های اقتصادی و بی‌رغبتی بخش خدمات برای تبلیغ، موجب شده است که نشریات کردی از این منبع مهم و حیاتی محروم باشند.
آگهی‌های دولتی هم که بسیار کم هستند و فقط به نشریات هم‌سو تقدیم می‌شوند و حتی شرایطی ایجاد کرده‌اند که بخش خصوصی جرأت دادن آگهی به نشریات منتقد را ندارد.
از سوی دیگر در دنیای امروز یک نشریه برای ایفای نقش رسانه یا واسطه شدن بین مردم و مسئولین یا مردم و مردم، قبل از هر چیز دیگر به استقلال اقتصادی و امکان ایستادن روی پای خود نیاز دارد.
در عین حال فقدان دموکراسی و آزادی‌هایی که جزو حقوق اساسی انسان‌ها هستند در همه ابعاد زندگی ایرانیان و از جمله مطبوعات تأثیرات منفی بر جای گذاشته است و امکان شکل گرفتن نهادهای مستقل اقتصادی وجود ندارد.
به عنوان نمونه می‌توان به روزنامه شرق اشاره کرد. این روزنامه در اوج شکوفایی، هنگامی که در حال تبدیل شدن به یک نهاد مستقل بود به تعطیلی کشانده شد.
چنین معضلاتی که می‌توان آن را به طور خلاصه ضعف مفرط اقتصاد روزنامه‌نگاری نامید، در مناطق کردنشین از شدت بیشتری برخوردار است و با توجه به سوابق امر محدودیت‌ها نیز پررنگ‌تر است.
اما از همه این مشکلات بزرگ‌تر نگاه حاکمیت به نشریات کردی است که همانند نگاه به کرد و کردستان، یک نگاه امنیتی است. تنگ‌نظری‌ها، عدم درک درست از شرایط زمان و «مسأله کرد» سبب شده است که در مجموع مطبوعات کردی داخل کشور در یک شرایط انقباضی فعالیت داشته باشند و هیچ تضمینی برای تداوم حیات نشریه وجود نداشته باشد.
این مسأله، به خصوص فضای روانی نامناسب و استرس‌های بزرگی را برای گردانندگان نشریه ایجاد می‌کند به گونه‌ای که همواره این ذهنیت وجود دارد که ممکن است این شماره، شماره آخر باشد.
در کل، فضای موجود و حاکم بر کار روزنامه‌نگاری در ایران و کردستان یک فضای شدیداً ایدئولوژیک است.
اگر بایدهای این فضای ایدئولوژیک در نشریه یا رسانه‌ای (مانند روزنامه‌های دولتی و صدا و سیما) رعایت شود و در راستای اهداف سیستم، اطلاع‌رسانی شود، نه تنها مشکلی وجود نخواهد داشت، بلکه از حمایت‌های مالی و غیر مالی نیز برخوردار خواهی شد.
اما اگر وارد محدوده نبایدها شوی و از خط قرمزهایی که اتفاقاً کم هم نیستند و روز به روز در حال افزایش هستند، عبور کنی، با انواع و اقسام محدودیت‌ها و فشارها مواجه خواهی شد که طیف متنوعی مانند عدم دریافت آگهی‌های دولتی، ایجاد موانع پنهان در دریافت آگهی از بخش خصوصی، تذکرات شفاهی و کتبی و بالاخره توقیف و بسته شدن نشریه را شامل می‌شود. البته به زندان افکندن و صدور احکام سنگین نیز چندان دور از انتظار نیست.
در چنین فضایی متأسفانه ما در کل مناطق کردنشین روزنامه محلی (به مفهوم نشریه‌ای که هر روز منتشر شود) نداریم؛ تا چه رسد به یک روزنامه سراسری؛ و همین نقص یکی از آسیب‌های جدی فضای مطبوعاتی در این مناطق را ایجاد کرده است. زیرا اهمیت روزنامه و تأثیر سرعت، تاریخ و زمان در انتشار اخبار و مطالب غیر قابل انکار است و به هیچ وجه توسط هفته‌نامه و ماهنامه‌ها قابل جبران نیست.
*آموزش از کارهای مهم هر نهاد فرهنگی است. یکی از کارهای مهم روزنامه‌نگاری مدرن این است که بتواند به صورت عملی، نیروهای بالقوه جامعه را که جوانان مشتاق به حرفه روزنامه‌نگاری هستند، کمک کنند تا روزنامه‌نگاری را یاد بگیرند. آیا روژهه‌لات در این رابطه تلاش می‌کند؟
متأسفانه چنین رویکردی در روزنامه‌های سراسری هم دیده نمی‌شود و دلیل اصلی آن را باید در عدم امنیت شغلی و نبود تضمین تداوم انتشار نشریات جستجو کرد.
برای داشتن یک رسانه با مفهوم مطرح‌شده در این سؤال، نیاز به سرمایه‌گذاری گسترده‌ای وجود دارد که مهم‌ترین پیش‌نیاز آن، یعنی تضمین سود و برگشت سرمایه در جامعه غیردموکراتیک ایران غایب است.
البته عدم تمایل برای سرمایه‌گذاری مولد در جامعه ما معضل عمومی است و تنها به بخش مطبوعات اختصاص ندارد. اما به دلیل شرایط خاص فضای حاکم بر مطبوعات ایران، رغبت برای سرمایه‌گذاری در این بخش در حد بسیار پایین و آن هم محدود به نشریاتی است که عمدتاً فعالیت‌های تبلیغاتی برای کالاها و خدمات را پیگیری می‌نمایند و اصطلاحاً نشریات زرد نامیده می‌شوند.
در «روژهه‌لات» گرچه متوجه نقش مؤثر نهادسازی و بحث آموزش بوده و هستیم، اما به دلیل مشکلات قبل‌الذکر فعلاً امکان چنین سازمان‌دهی را نداریم.
در واقع به حداقل‌ها قناعت کرده‌ایم؛ زیرا تصور می‌کنم روزنامه‌نگاری در کردستان بیشتر یک رسالت است تا یک شغل و اکثر افرادی که در این حوزه فعال هستند - از جمله خود من - آموزش‌های آکادمیکی در این زمینه نداشته‌اند و بیشتر با انگیزه حل مشکلات جامعه و مسائل مبتلابه کردها وارد این صحنه شده‌اند.
امکانات محدود و در حد هیچ ما در «روژهه‌لات» (جالب است که بدانید ما دفتر و کادر ثابت نداریم. فاقد سرویس‌های حرفه‌ای مورد نیاز یک نشریه هستیم و اکثر کارها را به صورت فردی و از طریق اینترنت انجام می‌دهیم. بهترین واژه‌ای که می‌توانم با آن شرایط خودمان را توصیف کنم، «روزنامه‌نگاری فضایی» است) فعلاً فرصت پرداختن به اصل مهم آموزش را نداده است.
اما یقیناً به عنوان دورنمایی که در صورت امکان تداوم کار، برای رسیدن به آن تلاش خواهیم کرد، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. گرچه در حد مقدور چه در «روژهه‌لات» و چه در گذشته - در «هاوار» - عملاً فضایی برای آزمون و خطا و امکان بروز استعدادهای جوان و تازه وجود داشته است.
*چرا در روزنامه‌ها و نشریه‌های داخل کشور در رابطه با مسائل مهم جوانان و جامعه مثل ایدز، مافیای پورنوگرافی و تجاوزات خانوادگی که در هر جامعه وجود دارد، مطالبی نوشته و چاپ نمی‌شود؟
به دلیل خط قرمزهای عمدتاً سلیقه‌ای هستند که مبانی قانونی روشن و صریحی هم ندارند. به عنوان مثال اطلاع‌رسانی در مورد ایدز و روش‌های پیشگیری از آن - با این‌که یکی از معضلات اساسی جوامع مختلف از جمله ایران است - با مشکلات فراوانی همراه است. چون عده‌ای می‌گویند سخن گفتن در این زمینه‌ها ممکن است قبح مسائل جنسی را در سنین پایین از بین برده و عملاً موجبات ترویج فساد اخلاقی فراهم شود.
چنین محدودیت‌هایی که عملاً تأثیری نیز تا کنون بر ترویج تقوا و حفظ سلامت جامعه نداشته‌اند، ناشی از نشناختن زمان و کوتاه‌بینی است و این گونه برخورد نمودن با پدیده‌های اجتماعی مانند پاک کردن صورت مسأله به جای حل آن است که در طولانی‌مدت بنیان‌های اساسی جامعه، مانند خانواده و سلامت را با تهدیدات جدی مواجه می‌نماید.
*چه عواملی باعث شده است تا زنان کرد کمتر به کار روزنامه‌نگاری روی آورند؟
به نظرم مختصات کار روزنامه‌نگاری کردی ارتباط ویژه‌ای با زن بودن یا مرد بودن فعالان این صحنه ندارد. اما به صورت یک قاعده و به واسطه ویژگی‌های مردسالارانه جامعه ما، حضور و نقش‌آفرینی زنان در اجتماع کردی کم‌رنگ‌تر از مردان است؛ اما این محرومیت و تبعیض، مختص حوزه روزنامه‌نگاری نیست.
امیدوارم با برطرف شدن موانع قبل‌الذکر در مسیر نشریات کردی، شاهد فعالیت بیشتر زنان در این عرصه باشیم.
ما هم در صورتی که بتوانیم بر مشکلات (سیاسی، امنیتی، اقتصادی) موجود فائق آییم و امکان سازمان‌دهی مناسب و امکان تداوم انتشار «روژهه‌لات» وجود داشته باشد، بدون شک نگاه ویژه‌ای به جایگاه زنان در هفته‌نامه و پرداختن به مشکلات آنان در جامعه کردی خواهیم داشت.


و کلام آخر؟
روزنامه‌نگاری در کردستان کار ساده‌ای نیست و چند بار نیز در جاهای مختلف گفته‌ام که شبیه به راه رفتن در میدان مین است.
البته روزنامه‌نگاری در همه جای دنیا کار پر استرسی است، اما در ایران و کردستان از سختی مضاعفی برخوردار است و شاید برای من، امید به حل «مسأله کرد» تنها انگیزه است.

منبع:سایت اینترنتی رادیو زمانه
2 نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 7:42  توسط <-->  | 

دف کردستان بربام تهران جنجال آفرید
فرهنگي | ۰۹ آذر ۱۳۸۷
Dafكوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين مسئولان سازمان گردشگری و میراث فرهنگی،آنگاه که تصمیم گرفتند درمراسمی، میهمانان خارجی بسیاری را دربام تهران برای تشویق به سرمایه گذاری درصنعت گردشگری ایران گردهم آورند وهمان ابتدا آنان را با تصویری معنوی وآهنگین از دف زنی بانوان کردستانی به پیشواز تلاوت آیاتی از قرآن ببرند ،هرگز نمی توانستند تصورکنند که تنها سه روز بعد آن، واکنش های برانگیخته شود که کس را یارای تاب آن نباشد، به گونه ای که حتی دستگاههای دولت اسلامی تایید کننده گروه دف زنی نیز به رد اقدام این گروه موضع بگیرند.

 

دف زنان 10 بانوی کردستانی بودند که به پیشنهاد برگزار کنندگان این همایش بین المللی،آیین حمل قرآن را به روی صحنه اجرا کردندتا معنویت و شکوه وفر آیین گشایش یک همایش دولتی را چنان بنمایانند که نه برای ایرانیان، که این آیین دریاد خارجی های آمده به همایش،ماندگار شود.اما به فاصله اندکی واکنش تندروحانیون بلند پایه مذهبی ساکن قم از این اقدام چنان موجی را برانگیخت ،که قاری قرآن همایش راهم مجبور کرد لب به شکوه بگشاید.
کبریت اول!
پایگاه خبری مجازی«شهاب نیوز» گزارش کرد:«در همایشی كه شنبه19 آبان به میزبانی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برگزار شد،هنگام شروع مراسم و قبل از تلاوت قرآن، 12 خانم با لباس محلی دف زنان روی سن آمدند و در حالی كه قرآن را در سینی گذاشته بودند با حالات ریتمیک، قرآن را به قاری تحویل داده و سن را ترك کردند و سپس قاری مراسم (که از قاریان مشهور کشور می‌باشد) شروع به تلاوت قرآن کرد. پس از پایان تلاوت قرآن، دوباره این افراد به همان صورت روی سن آمدند و در حالی كه دف می‌زدند قرآن را تحویل گرفته و سن را ترك کردند.»
بعدها یکی دوروزنامه وپایگاههای خبری مجازی نیز این خبر را تعقیب کردند.
1
موضع گیری روحانیون بلند پایه قم ،بازار وگروهها
آیت‌الله لطف‌الله صافی گلپایگانی از مراجع تقلید درقم چهارشنبه 22 آبان 87 در درس خارج فقه خود، اقدام حاملان قرآن را «اهانت و جسارت» به ساحت مقدس قرآن کریم دانست وگفت:كسانی كه به مقدسات توهین كرده‌اند، قلب مقدس امام رئوف و مهربان، حضرت بقیة‌الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف را آزرده خاطر کردند.
وی افزود: همه مسؤولند، بدانید قلب امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف از این اعمال متأثر می‌شود.و«چنین رفتارهایی، علناً اهانت به احکام دین و قرآن است.»
وی گفت: اینجانب این مصیبت را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و همه علاقه‌مندان به دین و اسلام و کشور و نظام، تسلیت می‌گویم، انسان متحیرست که از این اعمال به چه کسی شکایت ببرد. اللهم انا نشکوا الیک فقد نبینا و غیبة امامنا و کثرة عدونا و شدة الفتن بنا.
اگر زمان شاه چنين حركتي صورت مي‌گرفت؟
دو روز بعد آیت‌الله مکارم شیرازی نیز وارد ماجرا شد ودر ديدار با طلاب، دانشجويان و سپاهيان گفت: اهانت به قرآن، دل علاقه‌مندان به قرآن را آتش زد. مسؤولان در برابر اهانت كنندگان به قرآن موضع بگيرند، ما در برابر آنها سكوت نخواهيم كرد.
وی گفت: هيچ فرد عاقلي چنين حركتي را انجام نمي‌دهد، مملكت به چه سويي مي‌رود؟ اگر بنا است كه كار خلاف شود، قرآن را از اين مسائل جدا كنند. وي افزود: اگر زمان شاه چنين حركتي صورت مي‌گرفت، فرياد همه بلند مي‌شد،‌من نمي‌دانم، چرا با قرآن بازي مي‌كنند! پايه و اساس جمهوري اسلامي بر اساس قرآن است، اگر با قرآن و دين اين‌گونه برخورد شود با ديگر مسائل چه برخوردي خواهد شد.
وی افزود: اگر اين خبر منتشر نمي‌شد، به خود اجازه نمي‌دادم، اين خبر را اعلام كنم،‌شرم‌آور است، من به عنوان خادم قرآن كه تمام عمر خود را در راه قرآن و مطالعه آن گذاشته‌ام، ناچارم بگويم اين مسأله پيش آمده شرم‌آور است‌.
وي توصیه کرد: مسؤولان از انجام چنين عملي اعلام بيزاري كنند و در برابر آن موضع بگيرند.
او تاکید کرد: غيرت اسلامي ما اجازه نمي‌دهد در برابر اين حركت خاموش بنشينيم، ما وظيفه داريم به مردم اعلام كنيم؛ زيرا در برابر حفظ قرآن و دين مردم مسؤوليم، بسياري از مردم نسبت به سكوت در برابر اين حركت به ما گلايه كردند.
تقبیح اقدام درتریبون های رسمی
مهر گزارش کرد«سید احمد خاتمی» نیز در نماز جمعه تهران ضمن انتقاد شدید از مدیران این همایش ، اقدام آنان را تقبیح کرد. از سوی دیگر رئیس فراکسیون قرآن و عترت مجلس با انتقاد شدید از نحوه حمل قرآن در همایش گردشگری و میراث فرهنگی از رئیس جمهور خواست تا بلافاصله رحیم مشایی رئیس سازمان میراث فرهنگی وگردشگری را از کار برکنار کند و در هیچ سمت اجرایی از وی استفاده نکند. مجمع نمایندگان روحانی مجلس هشتم هم با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن آنچه حرکات وهن آمیز نسبت به مقدسات اسلامی در مراسم سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خواندند بر ضرورت برخورد با عاملان این رویداد تاکید کردند.
ملعبه با آيات كلام‌الله
احمد كريمي اصفهاني دبیرکل جامعه انجمن‌هاي اسلامي اصناف و بازار در نامه‌اي به رييس‌جمهورنوشت «اقدام به ملاعبه با آيات نوراني كلام‌الله مجيد در قالب ايفاي وظايف سازمان گردشگري در ارتقاي صنعت توريسم آن هم توسط كساني كه خود را حاملان و سفيران پيام انقلاب اسلامي در اقصي‌نقاط جهان مي‌دانند، چه اهدافي را دنبال مي‌كند؟»
دوران جاهليت در سازمان ميراث فرهنگی!
«حسين ابراهيمي»عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز وعضو کميسيون امنيت‌‏ملي و سياست‌‏خارجي مجلس این مراسم را‌‏ تداعي کننده برخي اقدامات زمان جاهليت دانست وگفت: در آن زمان طواف کعبه و مناسک حج به صورت موهومي انجام مي‌‏شد که در شان عبادت نبود.
او گفت: حرکات صورت گرفته در مراسم سازمان ميراث فرهنگي به منزله به مسخره گرفتن مباني ديني است. کساني که اين کار را انجام مي‌‏دهند و مديريت مي‌‏کنند؛ يا اسلام را نشناخته‌‏اند يا با اسلام عناد و دشمني دارند.
او خاطرنشان کرد: به هر قيمتي نبايد به کشورمان گردشگر بياوريم. بنا نداريم که ارزش‌‏هايمان را از دست بدهيم تا گردشگر به ايران بيايد. ما مي‌‏خواهيم گردشگران از ايمان ما درس بگيرند نه اينکه به خاطر حضور آنان در کشورمان، از ارزش‌‏هايمان دست بشوييم.
ابراهيمي تاکيد کرد: اين حرکات ضد ارزش و ضد اسلام است و به منزله بازگشت به زمان جاهليت و اقدامات ارتجاعي است.
اين اقدام به طرز بي شرمانه اي انجام شد
پس ازآنکه اعتراضات جدی تر شد«كريم منصوري»قاری قرآن جلسه هم لب به شکوه گشود وگفت:...طرز آوردن قرآن را براي اينجانب شرح ندادند من هم فكر كردم كه مطابق معمول در مراسم گذشته يك فرد آبرومند نظير پدر شهيد، فرزند شهيد و... اين كار را خواهد كرد. آقاي رشيدي مجري تلويزيون هم شاهد هستند ولي وقتي ديدم اين اقدام به طرز بي شرمانه اي انجام شد تمام بدنم مي لرزيد و بياد مظلوميت قرآن افتادم. از طرفي مجبور بودم براي حفظ عزت وصولت نظام جمهوري اسلامي اين كنفرانس بهم نخورد و از سوئي ديگر خود را در قبال حقي كه قرآن مجيد بر گردن من دارد مستأصل مي ديدم. لذا قرائت خود را خلاصه كرده و با شرمندگي از محضر خداوند كريم، رهبر معظم انقلاب، علماي اسلام و مردم خداجوي، شكايت خود را در روز قيامت به پيامبر اكرم(ص) و قرآن كريم مطرح خواهم كرد و از همه علماي بزرگ اسلام و مردم قرآن دوست پوزش مي طلبم.
قاری تا چند روز بعد از پايان همايش اعتراضي نکرد!
امامتولي همايش فرصت‌هاي سرمايه‌گذاري پاسخ داد:«آقاي کريم منصوري قاري مراسم بعد از پايان قرائت قران هيچ تذکري نسبت به اجراي مراسم "حاملان قرآن " ندادند و حتي تا چند روز بعد از پايان همايش نيز ايشان هيچگونه اعتراضي را نسبت به مجري يا سازمان ميراث فرهنگي اعلام نکردند.ايشان در دومين روز از همايش نيز مجددا براي قرائت قرآن در محل همايش حضور يافتند که قاعدتا چنانچه اعتراضي نسبت به روز گذشته داشتند، نبايد براي قرائت قرآن در روز دوم مراجعه مي‌کردند.»
2
سه توجیه بی اثر دولت

حاملان قرآن در کردستان آئيني و مذهبي است
اول «علي فعله گري»،رئيس سازمان ميراث فرهنگي،صنايع دستي و گردشگري کردستان به میدان آورده شد و در گفتگو با ميراث آريا،مراسم حاملان قرآن يکي از مراسم آئيني،سنتي و مذهبي استان کردستان خواند و تاکيد کرد: اين مراسم اهميت خاصي به قرآن مي دهد و از اين رو در ميان اقشار مختلف جامعه از جمله زنان،مردان،دختران و پسران بسيار مورد توجه است.
اوگفت: در مراسم رسمي و غير رسمي و تکاياي مذهبي، هنگام شروع مراسم با نواي دلنشين دف که ياد آور فتح مکه توسط پيامبر بزرگوار اسلام (ص) است، به استقبال قرآن مي روند .
به گفته وی، در آن روز بزرگ مردم مکه از جمله زنان دف نواز به استقبال پيامبرعظيم الشان اسلام ( ص) و قرآن رفتند.اوگفت:اين مراسم نوراني و مذهبي در منطقه کردستان و استان هاي کرد نشين برگزار مي شود و طي 30 سال گذشته در ساير مراسم و بازديد هاي مقام هاي کشوري نيز به اجرا در آمده و هيچ مشکلي نداشته است.
رفسنجاني،خاتمي واحمدي نژاد هم اعتراض نکردند!
معاون سرمايه گذاري و طرح‌هاي سازمان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نیز درمتن استعفای خود چنین به توجیه این برنامه پرداخت؛
«حمل قرآن يک رسم آئيني سنتي در غرب کشور و مورد احترام مردم است./ گروه اجرا کننده مراسم يک گروه مذهبي است و اين کار را صرفا براي تکريم قرآن اجرا مي کنند آنها به هنگام اين مراسم حتما وضو مي سازند./ نام اين گروه "حاملان قرآن" است و مانند گروههاي مشابه ديگر صرفا براي انجام اينگونه مراسم تشکيل شده اند. / در اين برنامه گروه دف (زن) به همراه مديحه سرايي( مرد) براي پيامبر بزرگوار اسلام (ص) و ذکر اسماء الهي قرآن را با شکوه به قاري تحويل داده اند : مثل همه برنامه هاي مشابه./ اين مراسم پيشتر در تهران و غرب کشور و با حضور بسياري از مسئولان کشوري و محلي و از جمله جناب آقايان هاشمي رفسنجاني ، سيد محمد خاتمي ، دکتر احمدي نژاد و تعداد زيادي از وزرا و از جمله جناب آقاي صفار هرندي وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي ، نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي ، استانداران محترم و روحانيون محترم ، نخبگان و مديران و بسياري از مردم متدين برگزار شده است . چنانکه در مراسم اخير نيز جمعي از مسئولان و ازجمله استانداران ، نمايندگان مجلس ، روحانيون ومديران برجسته کشوري حضور داشته اند و جنابعالي نيز خود شاهد بوديد که ابدا نه تنها خداي ناکرده شائبه اي از اهانت به قرآن حتي تصور هم نشده است ، بلکه آثار مثبت ومعنوي آن از جهت فضا سازي ديني و تکريم قرآن در بين بيش از 2000 نفر از حاضرين که علاوه بر مسئولان و مديران ، شامل حدود پانصد نفر ميهمان خارجي از 57 کشور جهان ، کاملا و بطور برجسته مشاهده مي شد./ در اين مراسم گروه مذکور تنها و تنها از دف استفاده کرده است مثل ساير گروههاي مشابه زيرا دف در انديشه هاي سنتي جامعه جنبه عرفاني دارد./ فلسفه حضور گروه دف زنان ريشه در تاريخ فتح مکه و اشاره به ماجراي استقبال زنان مکه دارد که به طور گروهي و دف زنان از پيامبر بزرگوار اسلام استقبال کردند.
الهام : دولت؛دولت اسلامی است
غلامحسين الهام سخنگوي دولت نیزدراین باره گفت:«...اعتبار و بركات اين كشور در سايه ‌قرآن كريم است واصلا قابل تصور نيست كه دولت نسبت به اين مساله‌مهم و كليدي اندكي مسامحه و بي‌توجهي كند؛البته حساسيت‌هاي عمومي جامعه‌ما به خصوص مراجع بزرگوار در اين مساله قابل فهم و درك است.»
به گزارش ایسنا،وي خاطرنشان كرد:برخي از آيين‌هاي محلي در كشور هستند كه از زواياي مختلف مي‌توانند مورد بررسي و نقد قرار گيرند؛ در واقع مخالفان و موافقان خود را دارند و رويكردها نسبت به آن متفاوت است. اختلاف نظر وجود دارد؛ آيين‌هايي هستند كه برخي از افراد از نظر شرعي آن را داراي مشكل مي‌دانند و برخي ديگر نه.امر اجماعي در مورد آن نيست؛ يعني در واقع برخي آن را رفتاري مبتني بر اصول مي‌دانند و برخي آن را مبتني بر اصول نمي‌دانند.
سخنگوي دولت گفت: تاكيد و توصيه‌دولت اين است كه بخش‌هايي كه متولي اين امور هستند در اين مسائل با دقت واحتياط كامل عمل كنند و به حساسيت‌هاي فرهنگي جامعه توجه داشته باشند؛در واقع در مورد همه‌آيين‌ها دقت به كار بگيرند به خصوص در مورد اين آيين‌هايي كه اختلاف‌نظرهايي درباره آن‌ها وجود دارد.
اوگفت:اطمينان مي‌دهم كه عمل خلاف شرع در دولت انجام نشود ودراين موارد نيز دستگاه‌هاي متولي كار بايد با اطلاع‌رساني بيشتر شائبه‌هايي كه ممكن است وجود داشته باشد را رفع واحتياط بيشتري كنند.
3
آخر داستان؛

سازمان تبلیغات تاییدیه گروه دف زنی راصادرکرده!
«رجانيوز»مهمترین پایگاه خبری مجازی حامی دولت احمدی نژاد، درواکنش به خبر خبرگزاری مهرارگان سازمان تبلیغات اسلامی از اجرای مراسم دف زنی حاملان قرآن، حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي را متهم کرد که گروه دف زني و مداحي این برنامه، تحت پوشش و وابسته به آن سازمان است وزیر نظر این سازمان فعالیت می کند.رجانیوز خبر خود را به استناد نامه ای تنظیم کرده بود که براساس آن ،حوزه هنري كردستان تاییدكرده گروه "نواي چهل دف اخوان" بارعايت شئونات اسلامي فعاليت مي كند.
رجانیوزنوشت:«بر اساس نسخه اي از نامه اي كه خبرنگار ما به آن دست يافته است، محمد شريف شريفي رئيس حوزه هنري كردستان در نامه اي با اشاره به وابستگي اين گروه به حوزه هنري سازمان تبليغات، تأكيد كرده است اين گروه برابر رعايت ضوابط و شئونات اسلامي فعاليت مي كند.»
متن گواهی 24مهر 87 به شماره ۲۰۵۹۹ سازمان تبلیغات به این شرح منتشر شد:«نظر به شكل گيري گروه دف نوازي و مداحي "نواي چهل دف اخوان" در واحد موسيقي حوزه هنري استان كردستان، گواهي مي گردد كه گروه مذكور وابسته و تحت پوشش حوزه هنري بوده و برابر رعايت ضوابط و شئونات اسلامي با هماهنگي واحد موسيقي حوزه هنري در مراسم و مناسبت هاي مذهبي و آييني فعاليت مي نمايد.»
واکنش سازمان تبلیغات به خبرسایت حامی دولت
خبرگزاری مهردرواکنش به افشای این گواهی، به تندی واکنش نشان داد وبه نقل از یک مقام مسوول در سازمان تبلیغات اسلامی که نامی از او نبرد،نوشت:انتشار خبر"وابستگی گروه جنجالی دف به سازمان تبلیغات اسلامی" یک دروغ آشکار و سناریو سازی ناشیانه خبری برای انحراف افکار عمومی و فرافکنی از پاسخگویی به اقدامی بدعت آمیز است ...
مهرافزود: مطلب (وابستگی گروه جنجالی دف به سازمان تبلیغات) غیر مستند ، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی است و سایت مذکور(رجانیوز) که در انتشار چنین اخبار مجعولی و همچنین مطالب خلاف مبانی اسلامی و اخلاقی و اهانت به افراد سابقه دارد... بدون تحقیق در صحت این مطلب آن را در عرصه عمومی منتشر نموده ، مورد پیگرد جدی قضایی این سازمان قرار خواهند گرفت.
وی ادامه داد: خبر مذکور از اساس بی پایه بوده و سعی تدوین کنندگان آن برای یافتن ارتباطی میان گروه حاملان قرآن در جلسه سازمان میراث فرهنگی با سازمان تبلیغات اسلامی آنقدر ناشیانه صورت گرفته که گویا از این موضوع بدیهی نیز خبر ندارند که مجوز گروههای هنری را اساسا وزارت محترم ارشاد اسلامی صادر می کند و نه سازمان تبلیغات اسلامی. ضمن اینکه برنامه ریزی و مدیریت این همایش تنها با سازمان میراث فرهنگی بوده و نمی توان به جای پاسخگویی دستگاهها و نهادهای دیگر را مسوول آن معرفی نمود.
تأييد همکاری دوعضو گروه دف نوازى
اما همزمان با اين دو واكنش، حوزه هنرى سازمان تبليغات اسلامى در اقدامى ديگر،اعلام كرد كه گروه چهل دف هيچ ارتباطى با گروه حمل قرآن در برنامه مورد اشاره نداشته و صرفاً دو تن از اعضاى آن سابقه همكارى باگروه اخوان را داشته اند.
در اين جوابيه که رجانیوز منتشر کرد،اشاره شده؛نامه شماره ۲۰۵۹۹مورخ24مهر 87 به هيچ وجه مؤيد اجراى گروه اخوان در برنامه همايش سازمان ميراث فرهنگى نبوده است... گروه دف نوازى «اخوان» به هيچ وجه ربطى به گروه حمل قرآن در آن برنامه نداشته است و هرگونه اجراى اين گروه در آن برنامه تكذيب مى شود.
فقط 2 تن از نوازندگان آن برنامه، سابقه همكارى با گروه دف نوازى اخوان داشته اند كه اين موضوع نيز هيچ ارتباطى با گروه دف نوازى اخوان ندارد؛ ضمناً گروه اخوان فقط براى مراسم و آئين هاى مذهبى برنامه اجرا مى كنند نه هيچ برنامه ديگرى.
حاملان قرآن مجوز اخذ نکرده است
«محمد شریف شریفی» رئیس حوزه هنری کردستان دوباره به میدان آمد وگفت: گروه حاملان قرآن هیچ گونه مجوزی از حوزه هنری کردستان اخذ نکرده است و معنی حمایت از فعالیت های هنری با اعطای مجوز به آنها یکی نیست که متاسفانه عده ای با هدف فرافکنی و انحراف افکار عمومی این دو را با هم جا به جا کرده اند.
وی تایید کرد: حوزه هنری طی دو سال گذشته از گروه چهل دف اخوان ...حمایت کرده ولی گروهی با عنوان حاملان قرآن که برنامه ای متفاوت را در همایش فوق اجرا کرده هیچ گونه ارتباطی با این حوزه ندارد .
شریفی افزود: گواهی ارائه شده از سوی گروه چهل دف اخوان مبنی بر فعالیتهای این گروه ، به درخواست آنها و تنها جهت ارائه به امور مالیاتی استان بوده که متاسفانه در برخی رسانه ها و به انگیزه های سیاسی از آن سوء استفاده شده و به عنوان مجوز فعالیت از آن یاد شده است. وی گفت: حتی اگر قرارداد سازمان میراث فرهنگی با فرد یاد شده درست باشد ، این قرارداد با هیچیک از بخشهای سازمان تبلیغات و حوزه هنری نبوده و با یک فرد حقیقی بسته شده و وجوه نیز به خود او پرداخت شده است. و قاعدتا اگر مشکلی هست فردی که وجهی را دریافت کرده می بایست پاسخگو باشد نه سازمانی که وظیفه عمومی اش حمایت از فعالیت های هنری در حوزه های مذهبی و آئینی است.
انتشار قرارداد گروه دف زنی
وبالاخره رجانیوز برای بی گناه جلوه دادن دولت، تصویری از تفاهم نامه سرپرست گروه دف زنی با مدير روابط عمومى معاونت سرمايه گذارى و طرح ها، سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرىرا منتشر کرد که نشان دهدسازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى بی گدار به آب نزده است وبا استناد گواهی سازمان تبلیغات گروه دف زنی را به این مراسم دعوت کرده است. دربند 4 این تفاهم نامه تایید شده؛«سرپرست گروه ... اذعان نمود كه فعاليت هاى اين گروه با نظارت و داراى مجوز از مسئولين ذيربط استان كردستان مى باشد (فتوكپى مجوز مربوطه{تاییدیه سازمان تبلیغات} پيوست مى باشد)».
واماسکوت اعضای گروه دف زنی حاملان قرآن همچنان ادامه دارد...
مسوولان ميراث فرهنگي از مردم کردستان عذرخواهی کنند
«امين شعباني»نماینده سنندج بسیاردیر هنگام ودرآخر این داستان به صف انتقاد کنندگان از این آیین پیوست وگفت: در اين مراسم اين‌طور نشان داده شد كه تعدادي از بانوان با لباس كردي به همراه دو مرد كه لباس كردي بر تن داشتند، قرآن را با دف زني حمل مي‌كردند كه چنين چيزي در آداب و رسوم و فرهنگ مناطق ما وجود ندارد. به گزارش يسنا، امين شعباني از مشايي خواست تا از مردم اين مناطق عذرخواهي كند. وي گفت: چنين اقدامي از سوي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري نشانه سوء مديريت ميراث فرهنگي استان كردستان است.نماينده سنندج گفت: اين نشان مي‌دهد كه برخي مسولان ميراث فرهنگي استان كردستان با آداب و فرهنگ اين مناطق آشنايي ندارند كه اين چنين با آداب و رسوم مردم بازي مي‌كنند.

منبع:دوهفته نامه روژهه لات

2 نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 8:0  توسط <-->  | 

دیدار جمعی از اصلاح طلبان کرد با آیت الله منتظری
دين و انديشه | ۱۱ آذر ۱۳۸۷
Aytollah_Montazeriكوردنيوز :: آژانس خبري مناطق كردنشين حضرت آیت الله العظمی منتظری روحانی بلندپایه مذهبی واز مراجع تقلید قم، جمعه گذشته در دیدار با جمعی از "اصلاح طلبان کرد" ضمن تاکید بر وحدت میان شیعیان و اهل سنت گفت: برای ما باید سیره رسول الله ملاک باشد که تا آخرحیات با برکتش، عمر، ابوبکر،عثمان و علی را با هم و در کنار خود داشت زیرا برای ایشان اسلام اهمیت داشت.
امروز نه تنها مذاهب بلکه ادیان توحیدی هم نیازمند وحدت هستند.
دوهفته نامه «روژهه لات» می نویسد این مقام مذهبی اوایل انقلاب با توجه به بروز برخی اختلافات و برای تحقق وحدت عملی پیشنهاد هفته وحدت را مطرح کرد که در صورت جدی گرفته شدن می توانست نقش موثری در حل مناقشه ها داشته باشد.این دیدار دردفتر وی درشهر قم برگزارشد.
در ابتدای این دیدار دکتر«جلال جلالی زاده» استاد دانشگاه و نماینده دوره ششم مجلس ضمن ارائه گزارشی از وضعیت اهل سنت در ایران به مشکلات و تبعیض های که با آن مواجه هستند اشاره نمود و افزود تصویب اساسنامه شورای دولتی برنامه‌ریزی مدارس علوم دینی اهل سنت کشور تازه ترین مورد آن است که به موجب این اساسنامه که در اواخر سال گذشته ابلاغ شد،‌از مجموع یازده عضو شورای برنامه ریزی مدارس اهل سنت تنها سه عضو اهل سنت حضور دارند که به انتخاب شورای نمایندگان ولی فقیه در امور اهل سنت و ترجیجاً از میان نمایندگان اهل سنت در مجلس خبرگان رهبری انتخاب می‌شوند و سایر اعضا را شخصیت‌های حقوقی و حقیقی شیعی تشکیل می‌دهند.
در حاشیه این دیدار که سیدمعروف صمدی و رحمان بهمنش از نمایندگان سابق مجلس و محمدعلی توفیقی عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب نیز حضور داشتند از کتابخانه شخصی و مرکز کتب مرجع فقهی و تاریخی اهل سنت متعلق به حجت الاسلام سراج از اعضای شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز و سفیر سابق ایران در پاکستان بازدید بعمل آمد.در این کتابخانه بالغ بر 3000 عنوان کتاب نگهداری می شود.
2 نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 7:40  توسط <-->  | 

راه حل ایرانی مسئله کرد

راه حل ایرانی مسئله کرد

( نگاهی توصیفی به کتاب هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد تالیف دکتر عبداله ابریشمی )

*دکترمحمدعلی توفیقی

اگرچه موجودیت "كرد" ریشه در دوران های باستان و پای در اساطیر دارد اما "مسئله كرد" پدیده ای جدید و محدود به دوران معاصر است. تشكیل دولت های مدرن، تغییرات جغرافیای سیاسی منطقه خاورمیانه پس از جنگ جهانی اول ، پیدایش نهضت های ناسیونالیستی و ظهور جنبش های آزادیخواهانه و دمكراسی طلب مهمترین عوامل اثر گذار بر مسئله كرد هستند.

این یك خطای استراتژیك است اگر تصور كنیم به دلیل ایرانی بودن  كردها، ادامه وضع موجود و پافشاری بر سیاست های گذشته همچنان كارساز و مفید خواهد بود. زیرا تحولات منطقه ای، امواج سهمگین جهانی شدن،‌افزایش خودآگاهی كردها و جلب توجه جهانیان به مسائل آنان شرایط جدیدی را به وجود آورده است.

یكی از مهمترین ریشه های مشکلات در مناطق کردنشین انكار هویت كردها از دیربازاست! اگر كردها ایرانی هستند، انكار هویت قومی و سیاست هایی كه آشكارا چنین مسئله ای را دامن می زنند چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ سیاست هایی كه زمینه های بروز تبعیض و ستم در ابعاد مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را فراهم نموده اند.

در بسیاری مواقع به اشتباه هویت ملی معادل هویت قوم اکثریت کشور ایران در نظر گرفته شده ویا حداقل اینگونه تبلیغ شده است و در یک رابطه غیر تعاملی و با استفاده از الگوهای ادغام مکانیکی تلاش شده است تا ازطریق انکار یا سرکوب  مولفه های تشکیل دهنده هویت اقوم دیگر  نظیر زبان، باورها، مذهب، لباس ،موسیقی و ادبیات با استفاده از ابزار زور، موجبات حل شدن آنها در هویت ملی برساخته فراهم گردد.

 بنظرمی رسد که در کشورهای چند قومی ،هویت ملی می بایست برآیند هویت قومیت های مختلفی باشد که در آن سرزمین زندگی می کنند و چنین ترکیبی جز با به رسمیت شناخته شدن تمامی مولفه های موثر برهویت اقوام و فراهم نمودن زمینه های رشد و بالندگی آنها در یک فضای سرشار از عدالت، رضایت و احترام امکانپذیر نمی گردد.واقعیتی که حداقل در یکصد سال گذشته از سوی حاکمیت های مختلف به عمد ویا از سر غفلت نادیده گرفته شده است و از همین محل آسیب های فراوانی متوجه حس همبستگی ملی شده و ناکامی ها و حتی گاهی حوادث خونباری را  در مسیر تکامل فرآیند مدرنیزاسیون ایران بوجود آورده است و عملا زمینه های امکان زندگی مسالمت آمیز و حصول آرامش روحی و روانی و بروز توسعه همه جانبه را از ملت بزرگ ایران سلب نموده است. زیرا هویت ملی غیرترکیبی بدلیل ناتوانی در تامین انتظارات همه افراد جامعه می تواند در فرآیند توسعه اجتماعی – فرهنگی و حتی دمکراتیزاسیون ایران نقش منفی و بازدارنده داشته باشد. البته با توجه به شرایط دنیای امروز و تجارب  موفقیت آمیز برخی کشورها در مدیریت صحیح مسائل قومی،ظرفیت ایجاد چنین فضایی برای برقراری رابطه تعاملی و سازنده میان هویت اقوام و هویت ملی تنها در نظام های دمکراتیک امکانپذیر است.

سیاست های انكار هویت قومی منجر به بروز تبعیض ها و بی عدالتی های فراوانی شده است و زمینه های ایجاد مشکل پیچده ای به نام "مسئله کرد" را پدید آورده است که می توان به عنوان  نمونه به برخی  از آنها در مناطق كردنشین اشاره كرد:

در بعد مذهبی، جالب است كه بدانید مدیریت امور مذهبی اهل سنت كه اكثریت جمعیت منطقه را تشكیل می دهند با روحانیون اهل تشیع است. به عنوان مثال امام جماعت دورافتاده ترین روستای این مناطق توسط مركزی تعیین می شود كه مسئولیت آن بر عهده یك فرد شیعه است.

در بعد فرهنگی، علیرغم تأكید قانون اساسی بر آموزش زبان كردی در مدارس و مراكز آموزشی این مهم هرگز امكان عملی شدن نیافته است وامكانات لازم برای انتشار نشریات محلی و چاپ كتاب به زبان كردی در حداقل ممكن قرار دارد.

در بعد اقتصادی، مناطق كردنشین براساس شاخص های توسعه ای در رده آخر استان های كشور قرار می گیرند و بیكاری و فقر بیداد می كند.

در بعد سیاسی و مشاركت در ساختار حاكمیت، سهمی نزدیك به هیچ نصیب كردها شده است این در حالی است كه به غیر از رهبری، ریاست جمهوری و ریاست قوه قضاییه، هیچ محدودیت قانونی دیگری برای حضور كردها و "اهل سنت" در سایر سطوح مدیریت ارشد كشور وجود ندارد.

در بعد اجتماعی امكان تحزب و تشكیل جمعیت هایی با محور قومی تقریباً غیرممكن است. همه این تبعیض های آشكار و موارد دیگری كه فرصت طرح آنها در این مجال نیست در حالی اتفاق می افتد كه اصول متعددی از قانون اساسی ناظر بر برابری تمامی ایرانیان در مقابل قانون و نفی هرگونه تبعیض است.

طبیعی است که با این اوصاف در میان افکار عمومی و نخبگان کرد (و حتی فرهیختگان منصف و دلسوز غیر کرد) این سئوال و دغدغه جدی مطرح باشد كه برای رفع تبعیض های غیرقابل انكار فوق که تنها بخشی از مسئله کرد را تشکیل می دهند، چه راه حلی می توان ارائه داد؟

نحوه پاسخ به این سئوال و رویکرد جریان ها و اشخاص مختلف در طول چند دهه گذشته به حل این مسئله متفاوت بوده است و در مقاطعی نیز با افزایش تمایل به روش های خشونت آمیز ، بروز جنگ و درگیری های خونینی را نیز به همراه داشته است که تبعات زیانبار آن همچنان تداوم دارد.

در این میان آقای دکتر عبداله  ابریشمی یکی از اندیشمندان متعهد کرد است که با تدوین کتب و ارائه مقالات متعدد طی سالیان متمادی  در نشریات محلی و سراسری و در سال 85 با انتشار کتاب "هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد" در راستای  یافتن راه حلی مسالمت آمیز و منطبق بر اصول دمکراتیک برای "مسئله کرد" تلاش های عملی و نظری فراوانی را مبذول داشته است.چاپ اول این کتاب سال 1385 در 251 صفحه توسط نشر آنا در تهران به زیور طبع آراسته شده است.

دکترابریشمی  در فصل اول کتاب به بررسی مشکلات مردم کرد در خاورمیانه می پردازد.از دیدگاه وی مشکلات کردها در قرن بیستم ازتحول ساختار سیاسی کشورهای منطقه ناشی می شود. بدین سبب یگانه راه رهایی مردم کرد از مشکلات کنونی را تبدیل اقتدار سیاسی ملت خاص به اقتدار قانونی تمام قومیت های اهل همان کشور می داند که امروزه "شهروند" نامیده می شوند و تصریح می کند درچنین نگرش مثبتی به جای این که دولت، مختص ملتی خاصی باشد به تمام اهالی کشور که مرکب از قومیت های گوناگون است تعلق خواهد داشت و ساختار ملت نه در قالب هویت قومی خاص بلکه در قالب یک ملت مرکب یا شهروند تبلور خواهد یافت.

نویسنده دربررسی عمیق تر مسئله کرد، 3 عامل وقوع انقلاب هایی نظیر انقلاب اکتبر روسیه، بروز استبداد در کشورهایی نظیر ایران و دسیسه های استعماری در تقسیم دولت فرا ملی عثمانی به گروهی از دولت – ملت های ساختگی پس از جنگ جهانی اول را از عوامل اصلی بروز مشکلات کردها معرفی می نماید و بیان می دارد که این مشکلات فقط تحقیر کردها بواسطه ترک کوهی خوانده شدن در ترکیه و یا نفی هویت آنهم به سخیف ترین شکل ممکن مانند عدم صدور شناسنامه برای کردها در سوریه نیست ودربرخی مقاطع تاریخی از ابعاد فاجعه آمیزی  برخوردار بوده است .بعنوان مثال در کشور ترکیه سیاست ملت سازی کاذب با خشونت جنایتکارانه ای همراه بوده و یا صدام در عراق جنایت را در حق کردها به اعلی درجه رساند و در برنامه موسوم به انفال قریب به 182000 کرد را قتل عام کرد.او این مشکلات را ناشی از رویکرد منفی به مدرنیسم و تمدن(و شاید هم درک نادرست) می داند و جنبه های نژادپرستی ، قبیله گری و اعمال شیوه های آپارتایدی را در همین راستا ارزیابی می کند.

درهمان فصل آغازین کتاب که برخی از مهمترین وقایع تلخ و خونبار علیه کردها در قرن بیستم شرح داده می شود نویسنده، مسئله کرد را در ایران متفاوت از مسئله کرد در سوریه، عراق و ترکیه تقسیم بندی می نماید و حتی فراتر از آن نتیجه گیری می نماید که اگر قبل از وقوع جنگ عراق و ایران یک دولت فدرال و همسایگانی با اقتدار کنونی  کردها در نواحی غربی ایران بوجود می آمد شاید می توانست در پیش گیری از تهدید ویرانگری چون جنگ ایران و عراق بسیار موثر باشد.دکتر ابریشمی به صراحت می نویسد : ما در کشور خود مشکل اساسی با کردها نداریم، زیرا در بررسی واقع بینانه مشکلات مردم کرد در ایران در می یابیم که رسیدگی به اعتراض آنان لطمه ای به وحدت و حاکمیت کشور نمی زند اما متاسفانه بدلیل سیاسی شدن عناصر فرهنگی مانند زبان و سایر مولفه های قومی به هر نوع درخواست و و یا جنبش کردها مهر تجزیه طلبی و مرکز گریزی زده شده است.

بنظر می رسد نکته کلیدی کتاب درهمین موضوع نهفته است زیرا دکتر ابریشمی با توجه به تفاوت ماهیتی "مسئله کرد" در ایران با سایر کشورهایی که سرزمین نیاکانی کردها در آنها واقع شده است، اعتقاد دارد که در صورت کنار نهادن داوری های احساسی نسبت به حوادث گذشته، مشکل کرد در ایران را می توان با گفتمان متکی بر عدالت خواهی برطرف کرد.(عدالت درامکان  ورود به قدرت، کسب ثروت و تامین منزلت مانند همه شهروندان ایران)

این در حالی است که  متاسفانه دولت مدرن در مقابله با اعتراض مردم محروم کرد ایران ، در داخل راهکار تضعیف هویت فرهنگی مردم کرد و سرکوب آنان را اتخاذ کرد و در خارج سیاست همکاری با کشورهای نوبنیاد را در پیش گرفت.

در فصل دوم، نویسنده کتاب "هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد" با تشریح مفصل نهادها و ساختارهای موجود در جامعه کردی از دیرباز، تلاش مبسوطی را برای اثبات هویت تاریخی کرد مبذول می دارد. در جای جای کتاب یک نکته مشهود است و آنهم تلاش وافر نویسنده برای اثبات وجود حکومت های محلی کرد است و خلط مبحث تقلیل و منحصر نمودن ساختارحکومتی  جامعه کرد به "ایل و عشیره" را به شدت نقد و رد می نماید.

در فصل سوم با اشاره به ضرورت شفافیت گفتار در مباحث اجتماعی سعی می شود تا مختصات مفاهیم کلیدی در جامعه شناسی جامعه کرد روشن شود.در دیدگاه ابریشمی، اصطلاح های جامعه شناسانه ای  مانند فئودال،بورژوازی و ... که در ادبیات سیاسی معاصر متداول اند در اغلب موارد برای توصیف اوضاع اجتماعی کردستان مناسب نبوده است زیرا اساسا در ساخت اجتماعی، مردم کرد هم سان با موارد اروپایی و حتی مناطق دیگر ایران نیستند.و نتیجه گیری می نماید که با مفاهیم و اصطلاحاتی که معروف تاریخ اروپا هستند نمی توان اوضاع اجتماعی و تاریخی خاورمیانه و کردها را بیان کرد.(اگر این واقع بینی در بسیاری از سیاستمداران کرد وجود داشت-و البته حاکمیت نیز برخورد مدبرانه ای با مسئله کرد می کرد- شاید می شد از بروز وقایع تلخ و خونبار فراوانی پیش گیری نمود )دکتر ابریشمی در جایی از همین کتاب می نویسد برخی مارکسیست ها و متظاهرین به ایدئولوژی چپ در نیم قرن گذشته در برخورد با ساختار اجتماعی و طبقاتی کردستان (بدلیل عدم درک درست از اوضاع اجتماعی منطقه )مرتکب خطاهای تحلیلی زیادی شده اند و ندانسته یا آگاهانه به آشفتگی اوضاع دامن زده اند.

دکتر ابریشمی در فصل چهارم به بررسی جامعه شناسی سیاسی و تاریخی کرد می پردازد و می نویسد:

کردها با وجودکثرت جمعیت،استعداد ایجاد حکومت، توان رزمی کم نظیر،شجاعت بی مانند،آشنایی تاریخی با امپراطوری های بزرگ و تجارب جنگی فراوان درصدد گسترش قلمرو خود و جهان گشایی و یا تشکیل امپراطوری نبودند بلکه به حفظ و پاسداشت حکومت های محدود و محلی خود بسنده کرده اند.(بعنوان صدق مدعا می توان به صلاح الدین ایوبی اشاره کرد)وی همچنین بیان می دارد که کردها پس از فروپاشی دولت ساسانی به مدت بیش از هزارسال دارای حکومت های منطقه ای نیمه مستقل و مستقل بوده اند.

در فصل پنجم نیز نویسنده برای تبیین موارد پیشگفت به بررسی جزئی تر چند نمونه از امارات و حکومت های محلی کرد مانند دیاربکر،بتلیس و بابان می پردازد.

اما فصل ششم کتاب "هویت تاریخی و مشکلات کنونی مردم کرد" را می توان مهمترین بخش آن دانست زیرا به تحلیل و بررسی دیدگاه های جهت داری می پردازد که تلاش می کنند تا مشکلات کنونی مردم کرد را انکار و هویت تاریخی آنان را تحریف نمایند .

محور اصلی این فصل، نقد "کتاب قومیت و قوم گرایی در ایران از افسانه تا واقعیت" نوشته آقای حمید احمدی است.

از دیدگاه دکتر ابریشمی تلاش عامدانه و آگاهانه نویسنده فوق الذکر برای انکار هویت ملی، تاریخی و فرهنگی کردها چیزی جز قلب هویت تاریخی و مسخ جامعه شناسی تاریخی یک ملت نیست.اهتمام به نقد این کتاب احتمالا با ایرانی بودن نویسنده و کشوری که در آن انتشاریافته است، بی ربط   نمی باشد. از نظر ایشان شاید تلاش برای تئوریزه کردن نفی هویت فرهنگی و تاریخی ملت کرد در ترکیه، عراق و یا سوریه د ربرابر ملت عرب یا ترک قابل درک باشد اما چنین کوششی در ایران و توسط یک نویسنده ایرانی جای تعجب است.زیرا کردها اساسا ایرانی اند و از عناصر اولیه و  اصلی تشکیل دهنده ملت ایران هستند.به دیگر بیان می توان گفت دفاع ابریشمی از هویت تاریخی و فرهنگی مردم کرد، پاسداشت کلیت ملت ایران است البته ملتی که مبنای تشکیل آن افراد برابر حقوق و شهروندان این کهن سرزمین و عاری از هرگونه ستم و تبعیض در حق اقوام مختلف باشد.

در پایان می توان گفت گرچه این کتاب برای پاسخگویی و نقد کتابی که هویت کردها را نفی می کند به رشته تحریر درآمده است اما دراصل ادعانامه ای است علیه آنچه که در عالم واقع و درخاورمیانه بر کردها می گذرد و از رهگذر مطالعه آن می توان با شناخت درست مسئله و درک ابعاد آن، استراتژی صحیحی در برخورد با این مشکل قدیمی انتخاب و از استمرارش جلوگیری نمود. در عین حال می بایست  با خودداری از یکسان انگاری "مسئله کرد" در کشورهای مختلف، در ایران راهکار متفاوتی برای حل آن برگزید. دربررسی مشکلات کنونی مردم کرد ایران، علاوه بر پرهیزجدی از نفی هویت قوم کرد، رفتار عادلانه حاکمیت  با مناطق کردنشین در برخورداری از بودجه عمومی کشور و سهیم نمودن آنان در مدیریت سیاسی و فرهنگی در سطح منطقه ای و ملی اولویت دارد . بدیهی است چنین توقعی تنها در راه  حل ایرانی مسئله کرد و با فرض اینکه کردها بخشی بزرگی از عناصر تشکیل دهنده ایران و تاریخ و فرهنگ آن هستند متصور خواهد بود.

·         عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و سردبیردوهفته نامه روژهه لات

·         این یاداشت متن سخنرانی نگارنده در مراسم گرامیداشت دکتر ابریشمی در دانشگاه تهران است

2 نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 13:22  توسط <-->  |